۵اوت ۲۰۲۵ – نتایج یک مطالعه نشان می دهد که انتخاب نوع درمان برای کنترل قند خون بالا می تواند بر میزان بقا در سالمندان مبتلا به سرطان و دیابت نوع ۲ تأثیر بگذارد.
افرادی که از داروهای آگونیست گیرنده GLP-1 استفاده کردند، در مقایسه با کسانی که تحت درمان با مهارکننده های دی پپتیدیل پپتیداز-۴ (DPP-4) بودند، خطر مرگومیر کلی کمتری داشتند. همچنین، خطر مرگومیر در مصرف کنندگان GLP-1 با مصرفکنندگان مهارکنندههای SGLT2 مشابه بود.
این داده ها که با یافته های مطالعات قبلی هم راستا هستند، می توانند به تصمیم گیریهای درمانی کمک کنند. دکتر جیانگ بیان، استاد و معاون علوم داده در دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا، گفت: «GLP-1ها و SGLT2ها مکانیسم های متفاوتی دارند، بنابراین انتخاب بین آن ها بستگی به شرایطی دارد که در حال مدیریت آن هستید. داروهای جدیدتر GLP-1 گران تر هستند، بنابراین هزینه نیز می تواند عامل تعیین کننده ای باشد».
با وجود افزایش استفاده از داروهای GLP-1 برای موارد مختلف، یک مطالعه ی دیگر نشان داد که ارتباط میان بیماران و ارائه دهندگان خدمات درمانی درباره این داروها هنوز کافی نیست.
بررسی پست های شبکه های اجتماعی درباره درمان هایGLP-1 نشان داد که نگرانی هایی درباره احتمال افزایش خطر سرطان همچنان وجود دارد- بهویژه در میان بازماندگان سرطان یا کسانی که سابقه خانوادگی سرطان دارند- اما درصد قابل توجهی از افراد این نگرانی ها را با پزشکان خود مطرح نمی کنند.
دکتر Kouzy، رزیدنت انکولوژی پرتویی در مرکز سرطان MD Anderson دانشگاه تگزاس، در مصاحبه ای گفت:«این داروها اغلب برای کاهش وزن استفاده می شوند، و این موضوع هنوز با نوعی برچسب اجتماعی همراه است. همین موضوع ممکن است باعث شود افراد ترجیح دهند سوالات خود را در فضای آنلاین مطرح کنند تا در مطب پزشک. اما ما می دانیم که همه چیز در فضای آنلاین بررسی علمی نشده یا معتبر نیست. اگر پزشکان از نوع سوالاتی که بیماران دارند آگاه نباشند، و اگر ما به طور فعال به دنبال این اطلاعات نباشیم، بیماران ممکن است بیشتر به انجمن های آنلاین یا منابعی با داده های مشکوک مراجعه کنند».
مزایای بقا با داروهای GLP-1
آگونیست های گیرنده GLP-1 می توانند سطح گلوکز را کاهش دهند، التهاب را کم کنند و مقاومت به انسولین را بهبود بخشند- سه عاملی که با پیشرفت سرطان مرتبط هستند.
با این حال، تأثیر این داروها و سایر داروهای کاهش دهنده قند خون بر بقای بیماران مبتلا به سرطان هنوز به طور کامل مشخص نشده است.
دکتر جیانگ بیان و همکارانش، یک مطالعه گذشته نگر کوهورت با هدف بررسی اثرات آگونیست های گیرنده GLP-1 در مقایسه با سایر داروهای کاهش دهنده قند خون، بر بهبود بقا در سالمندان مبتلا به سرطان و دیابت نوع ۲ انجام دادند.
پژوهشگران از دادههای Medicare بین سالهای ۲۰۱۳تا ۲۰۲۰استفاده کردند تا افراد ۶۶ساله و بالاتر را که مبتلا به دیابت نوع ۲و یکی از ۹نوع سرطان بودند، شناسایی کنند: مثانه، پستان، روده بزرگ، آندومتر، کلیه، ریه، پانکراس، پروستات یا تیروئید.
تمام این افراد یکی از سه نوع داروی کاهش دهنده قند خون را آغاز کرده بودند: آگونیست های گیرندهGLP-1، مهارکننده های DPP-4 یا مهارکننده های SGLT2، و حداقل یک سال پس از تشخیص سرطان زنده مانده بودند.
پیگیری از زمان اولین نسخه دارو تا زمان مرگ یا تا ۳۱دسامبر ۲۰۲۰ ادامه یافت. برای کاهش عوامل مخدوش کننده در تحلیل های بقا، از روش تطبیق امتیاز تمایل ۱:۱استفاده شد.
یک گروه برای مقایسه نتایج بین مصرفکنندگانGLP-1 وSGLT2 شامل ۲,۵۵۳زوج تطبیق یافته بود (میانگین سن: ۷۳.۹سال؛ ۵۶ درصدمرد؛ میانگین پیگیری: ۱.۶۵سال).
گروه دیگر برای مقایسه GLP-1 باDPP-4 شامل ۲,۵۶۴زوج تطبیق یافته بود (میانگین سن: ۷۴.۱سال؛ ۵۳.۱ درصدمرد؛ میانگین پیگیری: ۱.۷۳سال).
نتایج نشان داد که خطر مرگومیر بین مصرف کنندگان GLP-1 و SGLT2 تفاوت معناداری نداشت(نسبت خطرHR =1.03؛ فاصله اطمینان ۹۵ درصد: 0.85 تا 1.23).
اما مصرف کنندگان GLP-1 در مقایسه با مصرف کنندگان DPP-4، کاهش قابل توجهی در مرگومیر کلی داشتند(HR =0.6؛ فاصله اطمینان ۹۵ درصد: 0.51 تا 0.7).تحلیلهای زیرگروهی نشان داد که این مزیت در گروه GLP-1ها فارغ از جنسیت، سن و وضعیت چاقی باقی می ماند.
تحلیل بر اساس نژاد/قومیت نشان داد که مزیت بقا تنها در افراد سفیدپوست غیرهیسپانیک معنادار بود(HR =0.61؛ فاصله اطمینان ۹۵ درصد: 0.51 تا 0.74).
تحلیل بر اساس نوع سرطان نیز نشان داد که مزیت قابل توجهی برای افراد مبتلا به سرطان ریه(HR=0.3)، روده بزرگ(HR=0.33) و پستان(HR=0.6) وجود دارد.
پژوهشگران به محدودیت های مطالعه اشاره کردند، از جمله احتمال باقی ماندن عوامل مخدوش کننده و حجم نمونه کوچک در برخی تحلیل های زیرگروهی.
بر اساس نظرسنجی KFF Health Tracking که سال گذشته منتشر شد، حدود ۱۲درصداز بزرگسالان آمریکایی از داروهای GLP-1 استفاده کرده اند. با این حال، این داروها هنوز نسبتاً جدید هستند و بررسی اثرات بلند مدت آن ها اهمیت زیادی دارد.
دکتر جیانگ بیان، گفت: «بیشتر دانشی که داریم از شواهد دنیای واقعی حاصل شده، اما هنوز در برخی حوزه ها درباره ارزش این داده ها بحث وجود دارد. کارآزمایی های تصادفی سازی شده استاندارد طلایی هستند، اما بسیار پرهزینه اند- به ویژه اگر بخواهید نتایج بلندمدت را بررسی کنید. اگر بتوانیم از شواهد دنیای واقعی برای شناسایی فرضیه های خاص استفاده کنیم که بتوانند پایه طراحی این کارآزمایی ها باشند، بسیار مفید خواهد بود».
شکافهای ارتباطی
بر اساس یک مرور نظام مند که اوایل امسال توسط دکتر لین و همکارانش منتشر شد، بیشتر مطالعات تجربی و مشاهده ای نشان می دهند که آگونیست های گیرندهGLP-1 خطر کلی ابتلا به سرطان را افزایش نمی دهند.
با این حال، پروفایلهای خطر بسته به نوع خاص سرطان متفاوت هستند، و برخی گزارش ها ارتباط این داروها را با افزایش خطر سرطان تیروئید یا سرطان پانکراس نشان داده اند.
سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) توصیه کرده است که افرادی با سابقه شخصی یا خانوادگی سرطان تیروئید مدولاری از مصرف سماگلوتاید- ماده فعال در داروهای Ozempic وWegovy (هر دو از شرکت Novo Nordisk)- و تیرزپاتاید(Zepbound، شرکت Eli Lilly) خودداری کنند.
دکتر Kouzyو همکارانش یک مطالعه مقطعی انجام دادند تا بررسی کنند که بیماران چگونه در شبکههای اجتماعی درباره خطرات سرطان مرتبط با داروهای GLP-1 صحبت می کنند و سطح ارتباط میان بیمار و پزشک در این زمینه چگونه است.
پژوهشگران پست ها و نظرات پنج انجمن فعال در Reddit مرتبط با داروهای GLP-1 را تحلیل کردند.
آنها ۴۱۰۷۱۰ورودی منحصر به فرد را استخراج کردند و با استفاده از کلمات کلیدی از پیش تعیین شده مرتبط با سرطان فیلتر کرده و سپس با کمک هوش مصنوعی متغیرهای کلیدی مانند سابقه سرطان، برداشت از خطر و گفتوگو با پزشک را استخراج کردند.
تحلیل نهایی شامل ۱۵۲۹پست از ۱۰۶۷کاربر منحصربه فرد بود که به موضوعات مرتبط با سرطان پرداخته بودند.شایع ترین انواع سرطان ذکر شده شامل سرطان تیروئید (۲۶.۳ درصد) و سرطان پستان (۹.۵ درصد) بودند.بازماندگان سرطان ۴۰۹پست (۲۶.۷ درصد) را نوشته بودند که ۱۴۶مورد از آن ها (۳۵.۷ درصد) به استفاده از داروهای GLP-1 برای مدیریت وزن در دوران پس از سرطان اشاره داشتند.افرادی با سابقه خانوادگی سرطان ۲۳۹پست (۱۵.۶ درصد) را نوشته بودند.
حدود نیمی از پستها (۵۱.۳ درصد؛ ۷۸۴مورد) درباره تأثیر داروهای GLP-1 بر خطر سرطان بحث کرده بودند؛ اما تنها یک پنجم آن ها (۱۹.۲ درصد؛ ۲۹۳مورد) اشاره ای به گفتوگو با پزشک درباره این خطرات داشتند.
سه برابر بیشتر از پست هایی که به کاهش خطر سرطان های مرتبط با چاقی اشاره داشتند (۶.۵ درصد؛ ۱۰۰مورد)، پست هایی وجود داشتند که نگرانی درباره افزایش خطر سرطان با مصرف GLP-1 را مطرح کرده بودند (۲۰.۹ درصد؛ ۳۱۹مورد).
پژوهشگران به محدودیت های این مطالعه اشاره کردند، از جمله سوگیری ناشی از انتخاب خود خواسته در شبکههای اجتماعی- و احتمال اینکه این افراد دیدگاه های افراطی تری داشته باشند- و همچنین احتمال تفسیر نادرست محتوای ظریف توسط الگوریتم هوش مصنوعی.
دکتر Kouzy، گفت: این مطالعه می تواند در را برای تحقیقات بیشتر درباره داروهایGLP-1 در جمعیت های خاص مانند بازماندگان سرطان باز کند.
او همچنین تأکید کرد که این یافته ها نشان دهنده نیاز به ارتباط بیشتر میان بیماران و پزشکان درباره خطرات سرطان مرتبط با داروهای GLP-1 هستند.
دکتر Kouzy، گفت: «امیدوارم این مطالعه به متخصصان سلامت کمک کند تا بهتر بفهمند مردم در فضای آنلاین به دنبال چه نوع اطلاعاتی هستند، تا بتوانند خود را آموزش دهند و برای گفتوگو با بیماران آماده تر باشند. همچنین اشکالی ندارد که انکولوژیستها بگویند "نمیدانم" و بیماران را به متخصصان غدد یا تجویزکنندگان داروهای GLP-1 ارجاع دهند، به ویژه برای سوالاتی درباره عوارض جانبی این داروها».
او افزود: ارائه دهندگان خدمات درمانی باید به طور فعال این گفتوگوها را آغاز کنند، به ویژه با بازماندگان سرطان و سایر افراد در معرض خطر بیشتر.همه چیز به داشتن یک خط ارتباطی روشن و باز برمی گردد. این یک پیام ثابت نیست که برای کل جمعیت قابل اعمال باشد. این یک گفتوگوی در حال تحول است. اگر می دانید بیمار شما از این نوع داروها استفاده می کند، باید او را تشویق کنید که درباره آن صحبت کند و خودتان را از نظر علمی ارتقا دهید تا بتوانید توصیه های شخصی سازی شده برای همان بیمار ارائه دهید».
منبع:
https://www.healio.com/news/hematology-oncology/20250804/glp1s-cancer-data-show-survival-benefit-reveal-gap-in-patientclinician-communication